بديع الزمان فروزانفر

834

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

روايات معاويه بن ابى سفيان ، وى را بحيلتى شگفت بقتل رسانيد تا زمينه‌ى مناسبى براى بيعت يزيد ، پسرش فراهم گردد . اين روايت را عماد الدين طبرى در ( كامل بهايى ) و رشيد الدين فضل اللَّه بن ابى الخير همدانى در ( جامع التواريخ ) و حافظ ابرو در ( مجمع التواريخ ) نقل كرده‌اند و مستند آنان ظاهرا گفته‌ى زمخشرى ( متوفى 538 ) بوده است ، اين اسناد را دانشمند گران مايه جناب آقاى مدرس رضوى متعنا اللَّه به طول بقائه در ( تعليقات حديقه الحقيقة ، طبع طهران ، ص 392 - 390 ) ياد فرموده‌اند براى آن كه حكيم سنايى نيز در ضمن كتاب حديقه بدين مطلب ، اشارت كرده است . براى اطلاع از احوال عايشه ، جع : طبقات الفقهاء ، تاليف ابو اسحاق شيرازى ، طبع بغداد ، ص 17 ، اسد الغابه ، طبع مصر ، ج 5 ، ص 504 - 501 ، الإستيعاب ، طبع حيدر آباد دكن ، ج 2 ، ص 745 - 743 ، شذرات الذهب ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 63 - 61 ، تفسير قرآن كريم ، تاليف سور آبادى ، ص 32 - 22 ، ص 333 ، قصص قرآن مجيد ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 336 - 334 ، سفينه البحار ، در ذيل : عيش . ازار : هر جامه كه تن را بپوشد ، چادر ، شلوار . ردا : جامه‌اى كه بر خود پيچند ، جبه ، عبا . خمار : چادر نادوخته ، سر انداز و روسرى ، نوعى از پارچه‌ى چهار گوش كه سر را با آن بپوشانند ، لثام و آن لباسى كه چانه و نيم رخ را با آن مىپوشانند . پاك جيب : بكنايت ، عفيف . نظير : پاك دامن . جيب : گريبان است . [ تفسير بيت حكيم آسمانها در ولايت جان كار فرماى آسمان جهان ] ( ) غيب را ابرى و آبى ديگر است * آسمان و آفتابى ديگر است نايد آن الا كه بر خاصان پديد * باقيان فى لبس من خلق جديد هست باران از پى پروردگى * هست باران از پى پژمردگى نفع باران بهاران بو العجب * باغ را باران پاييزى چو تب